
این سایت باتلاش اقای حسین جلیل پور شایق جهت اشنایی با فرهنگ روستاها وروستای شایق تهیه شده ودراختیار کاربران قرار گرفته است نظرات شما موجب بهترشدن سایت خواهدشد الحمدالله ×××××××××××××××××× ادرس www.shayeghkandi.com *********************** ارسالsmsبه مدیرسایت(09125574288)(09362355656) ××××××××××××××××××
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " شایق کندی " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. ****************همشهریان محترم با توجه به اینکه سایت( شایق کندی) به شما اختصاص داره از شما خواهشمندم نظرات ومطالب خود را که به نظر شما بهتر است ودر سایت نوشته بشه مطالب خودرا از طریق smsبه شمارهای ۰۹۱۲۵۵۷۴۲۸۸ و۰۹۳۶۲۳۵۵۶۵۶ واز طریق ایمیل hoseynjalilpoor@yahoo.com و hoseynjalilpoor05@gmail.com برای ما بفرستند وبا نام خودتان در سایت ثبت شود .منتظرتان هستم . مدیریت سایت (شایق کندی)




1-محمد علی محرمی
نام پدر -محرم
تاریخ تولد-
محل سکونت- روستای شایق

دوستان گرامی در معرفی خود ودیگران سهیم باشید
بير اوشاغام، آنام ســـن ســــن(من يک بچه ام و مادرم تويي)
خسته اولسام، داوام سن سن(اگر مريض بشوم،دارويم تو هستي)
آغاج اولسام،هاوام ســــن سن(درخت باشم،هوا ونفسم تويي)
اورک ائــــويم سنســـيز تــــالان(خانه دلم بدون تو ويرانه هست)
آنا يوردوم، آذربايجان(سرزمين مادري ام ،آذربايجان)
جئيران اولسام ، سن داغيمسان(اگر آهو باشم،تو کوه مني)
بولبول اولسام،سن باغيمســــان(اگر بلبل باشم،تو باغ مني)
سونبول اولسام،تورپاغيمـــــسان(اگر گندم باشو،تو خاک مني)
ســــرين سولار،سندن آخـــــان(اي جاييکه چشمه هاي سرد از تو روان ميشود)
آنا يوردوم آذربايجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)
آغ بـــــــولوتلار، يور قانيندي(ابرهاي سفيد،لحاف و روانداز تو است)
مـــــرد اوغوللار قوربانيـندي(فرزندان مرد وعيار قربان تو است)
يول گورسدن ، قورآنينـــدي(و قرآني که راه را نشان ميدهد)
دوشمن لري ، درده سالان(اي کسيکه دشمنان را به درد مي اندازي)
آنا يوردوم آذربايجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)
من آرازام ، ســن خزرسن(من آراز هستم(ارس)،تو خزر هستي)
آغيزلاردا، چوخ گـــــزرسـن(در زبانها وحرفها هميشه مي گردي)
هر آفت دن ، بر حذر سـن(از هر آفتي،به دور هستي)
قار-ياغيشلار ، سنه ياغان(بارانها و برفها ،براي تو مي بارد)
آنا يوردوم ، آذربايجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)
قول-قاناديم ، هوسيم سن(بال وپرم،هوسم)
يورولمايان ، نفسيم ســـن(نفس خستگي ناپذيرمن)
من اوره يم ، قفسيم سن(من دل هستم وتو قفسم)
منه داياق ، کومــک دوران(برمن تکيه داده اي و کمک مني)
آنا يوردوم ، آذربايجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)
من قوش اولسام ، سن پريم سن(اگر من پرنده باشم توبال من هستي)
زرگـــــر اولسام ، ســـن زريم سن(اگر طلا فورش باشم،طلاي مني)
عاشيق اولسام ، ديل بريم ســـن(اگر عاشق باشم،دلبرم تو هستي)
عاشيق لري ، ســــاي سيز اولان(آنکه عاشق هايش بيشمار هست)
آنا يوردوم ، آذربايجان(سرزمين مادري ام،آذربايجان)
گوزَللــــــرين ، گوزَلي ســـن(زيباي زيباترين هايي)
داد لي-دوزلـــو مزه لي سن(با مزه و با نمک و شيريني)
شاعيرين شعر ، غزلي سن(غزل و شعر شاعراني)
آدين سنـين ، ديلــــده قالان(اي که اسمت در زبانها مي ماند)

آذربایجان خالقی دایاقدیر سنه
چیرپینان بیر اؤرک سنسن وطنه
دایانما هئچ زامان,یاشا تیراختور
قوی سل کیمین آشا,داشا تیراختور
سنده ستارخانین شهرتی واردیر
یئریشین میداندا شانلی ویقار دیر
تیراختورین کیمدن یوخدور قورخوسو
ای ائلین,وطنین ظفر اردوسو
گوزلرین هامیسی باغلیدیر سنه
سن دان اولدوزسان گؤزل وطنه
بوغازیم دا سسین,قانیم دا رنگین
ای منیم آصلانیم,ببریم,پلنگیم
هر میداندا واردیر ایکی دروازا
بیری باخیر غمه بیری آوازا
تیراختور آچاجاق آواز قاپیسین
میدان دا قوراجاق ظفر اوردوسون
شاعر:آذریار
والدین این کودک این خبر را تا زمانی که بر روی بدن کودک جمله "حدیث مرا به مردم نشان دهید" به وجود آمد، این مساله را برای کسی مطرح نکرده بودند.
منبع. بانک ست
● نام محلی: گول گول
● اهداف کلی: تحریک حس کنجکاوی و پرورش دقت و هوشیاری
● اهداف جزیی: پیروی از سرگروه و آموزش چپ و راست
● تعداد بازیکن: محدودیتی ندارد
● سن بازیکنان: محدودیتی ندارد
● ابزار لازم: یک عدد دکمه کوچک و یک پارچه بزرگ
● محوطه بازی: محدودیتی ندارد
● شرح بازی: افراد به دو گروه مساوی تقسیم می شوند، دو سر گروه شرایط بازی را از قبیل حد نصاب امتیازات و تعداد امتیازی که تک گل دارد، مطرح می کند. (به طور مثال: تک گل 5 امتیاز و حد نصاب هم 21 باشد.)
بنابر انتخاب او یکی از گروهها، در شروع بازی 3 امتیاز دارد و گروه دیگر، امتیاز کنترل و گردانیدن بازی را.
سرگروه صاحب گل، در زیر پارچه یا چادری، دست بچه ها را یکی یکی به خاطر فریب گروه حریف می گیرد و فقط در یکی از دستها گل را قرار می دهد و همه مشت گره کرده، بیرون می آیند.
نفرات گروه دوم با کنجکاوی، دقت و هوشیاری، از حرکت دست سرگروه و نفرات، نگاه ها و حالت چهره ها حدسی می زنند و به سرگروه می گویند و سرگروه بنابر حدس خود و یاران، دستهای مشکوک را کنار گذاشته و بقیه را یکی یکی ، با گفتن واژه ی (پوچ یا خالی) کنار می گذارد و به این ترتیب به گل نزدیک تر می شود و چنانچه اگر آن را پیدا کند با کسب یک امتیاز صاحب گل شده و در دور بعدی آنها، گل را مخفی خواهند کرد و چنانچه اگر نتوانند، باز گروه مقابل با احتساب یک امتیاز گل را میان دستها پخش خواهند کرد.
در ابتدای بازی اگر حدس قدری قوی باشد که به یقین مبدل شود، سرگروه می تواند با تک گل گفتن، 5 امتیاز بگیرد ولی اگر نتواند بنا به قراردادی که دارند 1 تا 5 امتیاز از دست می دهند.
در خاتمه برنده بازی، گروهی است که تعداد امتیازاتش زودتر به 21 برسد.
● نکات: قدمت این بازی، شاید مقارن با عهد قاجار باشد که در شب نشینی های گرم آذربایجان سرد مرسوم بود، هنوز هم در گشه و کنار شهرها و روستاها با لطافت خاص خود اجرا می شود.
● نتیجه بازی: بازیکن با اجرای این بازی ضمن لمس آنچه در هدفهای کلی و جزیی آمده، قوه ی مدیریت و رازداری را پرورش می دهد.
● نام محلی: (الک دولک - چیلنک آغاج)
● اهداف کلی: دقت نگاه، تمرکز حواس، ایجاد حس تعاون، ورزیدگی اندامها
● اهداف جزئی: ایجاد هماهنگی بین اعصاب و اعضا بدن و انبساط شش ها
● تعداد بازیکن: حداکثر 12 نفر
● سن بازیکنان: 10 سال به بالا
● ابزار لازم: دو عدد چوب گرد به قطر 3 و طولهای 70 و 15 سانتی متر
● محوطه بازی: هوای آزاد
● شرح بازی: بازیکنان به دو گروه تقسیم و به قید قرعه، یکی از گروهها، بازی را شروع می کند یعنی: چوب کوچک (پیل) را روی یک چاله ی کوچک یا وسط دو عدد آجر قرار داده و با سر چوب بزرگ (دسته) که در زیر آن قرار داده، با قدرت به طرف نفرات گروه حریف که در محوطه هستند پرتاب می کند. اگر پیل در هوا گرفته شود، پرتاب کننده اخراج می شود، وگرنه بایستی آن را از روی زمین بردارند و به طرف چاله (یا آجرها) بیندازند. و بازیکن دسته به دست، با تمرکز حواس، آن را در دست می گرداند تا پیلی را که به طرف چاله اش می آید با ضربه دورش سازد، اگر نتواند و فاصله ی پیل با چاله کمتر از قد دسته باشد باز سوخته است و اگر توانسته باشد که با ضربه دورش سازد، فاصله را، از چاله با طول دسته می شمارند. یک، دو، سه،...
دوباره ارسال پیل و دریافت پیل و شمارش فاصله با دسته تا به حدّ نصاب برسند وگرنه، همه آنها این کار را به نوبت انجام می دهند تا برسند، بدیهی است چنانچه اگر نتوانسته باشند، بازی را به گروه حریف واگذار می کنند.
اگر به حدّ نصاب (مثلاً 50) رسیدند، یکی یکی پیل را با سر دسته به مشابه توپ پینگ پنگ و راکت ضربه های کوچک و یکنواخت (چله) می زنند و می شمارند. بعد هر کدام، به تعداد چله، پیل را با ضربه ی سنگین دسته، به طرف جلو می زند و هر پیلی که در هوا گرفته شود، گیرنده آن را به طرف مبدأ پرتاب می کند، تا اینکه تمامی نفرات گروه دسته به دست به تعداد چله هایش بر پیل نواخته باشند.
طول مسیر (آخرین محلی که پیل می افتد تا محل چاله)، توسط نفرات گروه حریف یک پس از دیگری، به عنوان جریمه با دویدن طی می شود. به طوری که با عبارت (آنا، داشقا، زنبیل، سونبول، او... ) شروع شده باشد و صدای (او...) به صورت کشیده تا لحظه ی نفس کشیدن ادامه یابد. (یعنی هرکجا صدای بازیکنی قطع شد، یکی از دوستان دنباله ی مسیر را با صدای (او...) می دود اگر در انجام این موارد موفق شدند،در دور بعدی کنترل بازی را در دست می گیرند و با دسته کار می کنند و اگر نتوانند، باز در وسط محوطه بازی کرده، پیل را تعقیب می کنند.
● نکات: این بازی شاید با اندک تفاوتهایی در مناطق و محله های مختلف به اجرا درآید.
● نتیجه بازی: کودک با انجام این بازی با اکتساب نتایج مثبتی از قبیل آنچه در اهداف آمده است مفاهیم احتیاط، خطر و گریز از آن را بهتر می آموزد و در زندگی به کار می بندد.
کودک تا خطر را حس نکند، فرار از آن را نمی آموزد.
امام رضا (َع) دوغوم گونو مبارک السون ![]()
![]()
عاشق و مجنون و
شكستهحـــــــــــــــــــــــــــالم
اي خدا! به حق زوار عالم كه در قلب
خراسان است ،
تو را به حق امام رضا ما را
ببخـــــــــــــــــــــــــش!

