
این سایت باتلاش اقای حسین جلیل پور شایق جهت اشنایی با فرهنگ روستاها وروستای شایق تهیه شده ودراختیار کاربران قرار گرفته است نظرات شما موجب بهترشدن سایت خواهدشد الحمدالله ×××××××××××××××××× ادرس www.shayeghkandi.com *********************** ارسالsmsبه مدیرسایت(09125574288)(09362355656) ××××××××××××××××××
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " شایق کندی " قرار دهید و در بخش تماس با ما و یا نظرات لینک خود را قرار دهید. ****************همشهریان محترم با توجه به اینکه سایت( شایق کندی) به شما اختصاص داره از شما خواهشمندم نظرات ومطالب خود را که به نظر شما بهتر است ودر سایت نوشته بشه مطالب خودرا از طریق smsبه شمارهای ۰۹۱۲۵۵۷۴۲۸۸ و۰۹۳۶۲۳۵۵۶۵۶ واز طریق ایمیل hoseynjalilpoor@yahoo.com و hoseynjalilpoor05@gmail.com برای ما بفرستند وبا نام خودتان در سایت ثبت شود .منتظرتان هستم . مدیریت سایت (شایق کندی)





زندگینامه
سید محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.
شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،( شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت، )
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،
(بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،)
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،
( هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!
(ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم !)
برای دیدن ادامه مطلب کلیک کنید
حيدربابا
حيدربابا نام کوهى در زادگاه استاد محمد حسين بهجتى تبريزى ملقب به شهريار است . منظومة « حيدربابايه
سلام » نخستين بار در سال ١٣٣٢ منتشر شد و از آن زمان تا کنون به زبانهاى مختلفى ترجمه شده است . ليکن
ترجمه بى بديل آن به شعر منظوم فارسى توسط دکتر بهروز ثروتيان شاهکارى ماندگار است . مترجم در
توضيح هدف خود از انجام اين کار بسيار دشوار مى گويد : « زيبايى يک شعر در وزن و آهنگِ کلماتِ
همنشين در يک بيت و هماهنگى آواها از نظر نرمى و درشتى و حتى برداشت و فروداشتِ حرکات نهاده شده
که ذوق و استعداد هنرمند آنها را به هم دوخته ، است تا خواست دل او را به صورتى مؤثر و دل انگيز بيان
کند . از همين روست که هر گونه تغيير در صورتِ شعر زيبايى و دلربايى آن را پريشان مى سازد بى آنکه
شايد به شکل خيالى يا معنى آن لطمه اى بزند . » با اين حال مترجم معتقد است که هيچ ترجمه اى قادر به انتقال
کاملِ بار احساسى و معنوى موجود در اين اثر نيست .
منتقدان در توجيه ترجمه زيباى ايشان اين مثل فرانسوى را متذکر شده اند که : ترجمه به زن مى ماند اگر وفادار
باشدزيبا نيست واگر زيبا باشد وفادار نيست.
حيدربابا سندى زنده است ، و پرده اى رنگين و برجسته از زندگى در روستا را نشان مى دهد . مضمون اغلب
بندهاى آن شايستة ترسيم و نقاشى است . زيرا از طبيعت جاندار سرچشمه مى گيرد . قلب پاک و انسان دوستِ
شهريار بر صحنه ها نور مى ريزد و خوانندگان شعرش را به گذشت هاى دور مى برد . نيمى از اين منظومه
نامنامه و يادواره است که شاعر در آن از خويشان وآشنايان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمينها و
صخره هاى اطراف خشگناب نام مى برد و هر يک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد
حيدر بابا دنيا يالان دنيادي سليماندان نوحدان قالان دنيادي اوغول دوغان درده سالان
دنيادي هركيمسيه هر نه وئريب آليبدي افلاطوندان بير قوري اود قاليبدي حيدر بابا
يولوم سنن كج اولدي عمروم كچدي گلممه ديم گج اولدي هئچ بيلمه ديم گوزللرون نج
اولدي بيلمزديم دنگه لروار دونوم وار ايتگين ليك وار آيرليق وار ئولوم وار حيدر بابا
يار - يولداشلار دوندولر بير - بير مني چولده قويوب چوندولر چشمه لريم چراغلاريم
سوندولر يامان يئرده گون دوندي آخشام اولدي دنيا منه خرابه شام اولدي
حيدربابا ، سنون اوزون آغ اولسون !
دؤرت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون !
بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون !
دونيا قضو- قدر ، اؤلوم - ايتيمدى
دونيا بويى اوغولسوزدى ، يئتيمدى
حيدربابا ، دونيا يالان دونيادى
سليماننان ، نوحدان قالان دونيادى
اوغول دوغان ، درده سالان دونيادى
هر کيمسَيه هر نه وئريب ، آليبدى
افلاطوننان بير قورى آد قاليبدى
بير-بير منى چؤلده قويوب ، چؤندولر
چشمه لريم ، چيراخلاريم ، سؤندولر
يامان يئرده گؤن دؤندى ، آخشام اولدى
دونيا منه خرابه شام اولدى
